مثلاً ما چيزهايي را ميدانيم كه در زمان جالينوس مجهول بودند و اين وظيفهٴ ماست كه آنها را به كتابت درآوريم.)) اين اعتقاد به پيشرفت علمي، كه ممكن و مطلوب بود، پيش از عصر جديد بسيار كم ديده ميشد.
سنت جراحي موندويل. تنها نوزده نسخهٴ كامل يا ناقص از كتاب جراحي در دست است، كه براي چنان كتاب درسي كارآمدي نسبتاً ناچيز به نظر ميرسد.
متن اصلي لاتيني در سال 1314 به فرانسه ترجمه شده بود و بنابراين ترجمهاي ناقص بود، چون هنوز موندويل كتابهاي سوم و پنجم را ننوشته بود. مترجم ناشناس است. ترجمه به دست خود موندويل انجام نشده، چون مترجم كالبدشناسي نميدانسته است.1 او اهل نورماندي و شايد از دانشجويان يا دستپروردگان موندويل بوده. ترجمه كاملاً تحتاللفظي و در سطحي پايين است، با اين همه، از لحاظ زبانشناسي اهميت فراواني دارد و نشانهٴ انتقال از فرانسهٴ قديم به فرانسهٴ ميانه است. اين ترجمه از نخستين متنهاي علمي به زبان فرانسه و حاوي بسياري اصطلاحات علمي است كه هنوز در زبان فرانسه بهكار ميرود.
ساير ترجمههاي قديم: يك ترجمهٴ پرونسي در سدهٴ چهاردهم در ناحيهٴ مونپليه انجام گرفت، تحت عنوان
درسهاي كالبدشناسي درجراحي از استاد هانري موندويل. ترجمهٴ هلندي تمام بخش جراحي و كالبدشناسي در يك نسخهٴ خطي سدهٴ چهاردهم (موزهٴ بريتانيا) ديده ميشود. ترجمهٴ انگليسي از اواخر سدهٴ پانزدهم است.
گي دو كولياك بارها از رسالهٴ جراحي نام برده است (قريب 86 بار)، ولي پس از كولياك (متوفا حدود 1368) تقريباً يكباره فراموش شد، تا اين كه آنتونيو كوتچي (1695 ـ 1758) كالبدشناس فلورانسي آن را در سال 1746 از نو كشف كرد. ولي هرگز بهصورت اثري زنده انتشار نيافت، انتشارش بهصورت سندي تاريخي و در سال 1892 بود.
عدم شهرت آن تاحدي به سبب ناتمام ماندنش بود و قدري هم بهعلت وجود اثر معاصر او لانفرانچي (سيزدهم ـ 2) و بالاخره، بدان سبب كه خيلي زود رسالهٴ كولياك آنرا تحتالشعاع قرار داد. تأثير او بهطور غيرمستقيم از طريق آن رساله محسوس بود.
ويژگيهاي مختلف رسالهٴ جراحي موندويل. مهمترين كار موندويل دفاعش از روش نو در معالجهٴ زخمها بود. روش قديم، كه در زمان او عموماً پذيرفته شده بود، بر اين باور قرار داشت كه چرك كردن زخم سودمند است. زخم را بررسي و سرش را باز ميكردند و داروهاي التهابآور (چرك كننده) در آن ميريختند. روش نوي كه هوگو و تيودوريك بورگونيايي معرفي كردند،